ادامه پارادایم (3)
قسمت سوم
بنام خداوند جان وخرد
تا اينجا باذكر دومثال رسيديم كه همه انسانها باتوجه به محيط آموزش وپرورش وتفكرات پيراموني وآثار بمباران تبليغي رسانه اي ناخوداگاه دچار پاراديم و قالب بندي ذهني منحصر به خود شده اند كه آنگونه كه قالب ذهني شكل گرفته مي انديشند و تحليل ميدهند وعمل وعكس العمل نشان ميدهند .براي تبيين بيشتر مجبوريم مثال سوم را نيز مطالعه كنيم:
مثال سوم :چرا نبض بازار ساعت ديگر در سوئيس نمي زند ؟
مردم كشور سوئيس علاقه زيادي به كارهاي دستي و ظريف كاري داشتند.و اين منجر به نوآوري و ابداعات به خصوص در توليد ساعت در اين كشور شد .وسوئيس را به ساعت آن ميشناسند.
ساعت مچي و ديواري مهمترين صنعت ومهمترين صادرات آن كشور شد وبازارهاي جهاني از امريكا گرفته تا ايران را تصاحب كرد و سهم زيادي از بودجه كشور را تامين مي كرد.
سوئيس مغرور ديگر فكر مي كرد بازار جهان را تسخير و اين درآمد سرشار تا ابد از آن او خواهد بود به فكر اصلاح توليد و بروز كردن آن نبود و غره به خواب رفت و مسرور به پارادايم خود شد ودر رؤياي سروري اين صنعت بود .
غول صنعت ژاپن بيدار شده بود . شركت ساعت سازي كه حرفي براي گفتن نداشت جلسه اي گذاشت و از تمام كارمندان دعوت به حضور و مشاركت فعال نمود . موضوع جلسه :
تغيير پارادايم درزمينه ساعت سازي با هدف " بازار ساعت از آن من خواهدشد " بود.
افراد درزمينه طرح وبرنامه و مطالعه تقسيم شدند وشبانه روزي فعاليت كردند وهر هفته گروه ها گزارش پيشرفت كار مي دادند و همه در مباحث مشاركت فعال مي كردندتا با هفته ها كارشبانه روزي " رمز موفقييت " را يافتند .
اينگونه بازار ساعت از چنگ كشور سوئيس درامد و در مشت ژاپن قرار گرفت.
نتيجه گيري :
1-عدم تعيير پارادايم و اصرار بر پايبندي به آن هميشه به ضرر بانيان آن است .
2- غره شدن به آنچه مي انديشيم و اصرار بر عدم تغيير قالب ذهني كه بر اساس ادبيات و عقل وانديشه گذشته است حتما احتياج به بروز كردن و به اصطلاح آپتوديت دارد.
3-هميشه هستند كساني كه با انديشه و فكر نو واصلاح در پي رقابت و گرفتن كار مي باشند وبلاشك آنان پيروز ميدان هستند .
4- دلخوش بودن وشدن به قالب ذهني و فكري و عقلي ونقلي كه شايد روزي هم برترين بوده خود واپسگرائي را به ارمعان مي آورد.
5- در تمامي حوزه ها بايد بروز شد . چه حوزه فردي وچه حوزه اجتماعي – چه فرهنگي . چه اقتصادي –چه سياسي وچه عقيدتي .
6- تمامي قالب بندي ذهني ما بر اساس عقل وانديشه واطلاعات آموزه هاي گذشته است وبايد بروز شود.
7-جرات وشجاعت وگذشت از منافع فعلي به سوي تغيير پارادايم اساس كار است.
درقسمت چهارم به فكر و انديشه و عوارض عدم تغيير قالب ذهني " پارادايم" مي پردازم.
آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد بهزودی موفق میشود، ولی او میخواهد خوشبختتر از دیگران باشد و این مشکل است. زیرا او دیگران را خوشبختتر از آنچه هستند تصور می کند.