دزد ديشب محله ما

مقدمه :

نوشته اند : روزي شيخ ما با مريدانش به تفرج رفتندي ،تابلوهاي كثيري در منع خلائق از معاصي ها بديدندي : 

قليان ممنوع - سگ ممنوع - موسيقي ممنوع - شنا ممنوع - خوردن و آشاميدن ممنوع - نگهداري سگ ممنوع - رقص وشادي ممنوع - بي حجابي ممنوع -ديش ممنوع - زدن ريش ممنوع - مشروب ممنوع - آب بازي ممنوع- بادبادك بازي ممنوع- دوچرخه سواري بانوان ممنوع - حرف سياسي ممنوع - نوشته جات سياسي ممنوع -  تجمع سياسي ممنوع - مردن سيايس ممنوع - روضه سياسي ممنوع - غيرت و مردانگي ممنوع - ازادي انديشه ممنوع  ووو..................................

شيخ به مريدان بفرمودندي : 

قدر اين آزادي دانسته و شكر گذار باشندي ، كه در اين كثرت مناعي " تجاوز به نواميس  و احتلاس و  دزدي و الواط گري " را آزاد گذاشتندي ، پس همه مريدان سر به سجده گذاشتندي  شكر آزادي بي حد را بجا آوردندي و.... قرني گذاشتندي !!!

اما القصه :

ديشب در محله ما سرو صدائي پيچيد آنقدر كه اول فكر كردم بانگ جرس روز قيامت است . دقت كردم از بين ناله ها و فريادها صداي شنيده ميشد كه " كمك كنيد كمك كنيد دزد دزد "

از پنجره نگاه كردم ، جند نفر در كوچه درگيري داشتند . خواستم به كمك بروم  اما دخترم با گريه جلوي راهم را گرفت . خلاصه سر وصدا و فريادها آنقدر زياد بود كه خود را در وسط كوچه ديدم .

پدر و پسري دزدي را گرفته بودند و اضطرابي داشتند كه جنسش برايم آشنا بود . كمك خواستن كه با 110 تماس بگيرم كه چنين كردم و...

نكته جالب توجه اين بود كه : جمعيت كثيري ، همه كنار پنجره ها و بالكن ها تجمع كرده بودند و فقط تماشاچي بودند . هيجگونه دخالتي نمي كردند . حتي ضجه هاي پيرمرد مالباخته را مشنيدند و ميديدند اما : همه بي تفاوت  بي تفاوت بودند . زنده اما شبيه مردگان 

اين در صورتي است كه اكثر اين تماشاچيان ، خود يا در فاميل خود "دزد زده "  بودند و اين تلخي را چشيده بودند اما همه ساكت و تماشاچي بودند و هيچ كس به كمك اين پير مرد و پسرش  نمي آمد و .... .

با خودم فكر كردم علت اين سكوت مرگبار و حزن انگيز چيست ؟؟؟

آره : ماشين 405 منو كه دزديدند و بعد از كلي دوندگي و جنگ اعصاب ، و سرايت اين جنگ اعصاب به خانواده ، و بعد از 4 ماه درگيري و دوندگي ، دزدان را گرفتند .اداره آگاهي نمايشگاهي ترتيب داد كه در آن باند دزدان ، بيش از 120 ماشين را دزديده اند و ماشينها را  پس از اوراق كردن ، وسايل را استوگ در بازار ميفروختند و ....نمايشگاه بزرگي وبا عظمت و با هيبتي بود . مالباخته ها از جمله اينجانب را دعوت كرده بودند و خلاصه كلي تبليغات....

شاد بوديم كه دزدان و باند آنان را گرفته و متلاشي كرده بودند و آب خنك گواراي وجود آن باند تبهكار باد  .

چندي نگذشت كه دزدان ماشينم آزاد شدند و محل كارم را پيدا كردند . و درخواست كردند كه بروم و تعهد محضري  بدهم كه از آنها شكايتي نداشته  تا به دادگاه ارائه نمايند و پرونده را مختومه نمايند  .

تحقيق كردم ، اكثر دزد زده هاتوصيه كردند كه اگر آرامش خود و خانواده را ميخواهيد ، بي فوت وقت رضايت بدهيد . و من چنين كردم . رفتم تعهد محضري دادم كه اينجانب ... مالباخته از آقاي.... رضايت كامل دارم و شكايتي ندارم . هزينه اين تعهد محضري را خودم پرداخت نمودم .

حالا متوجه علت ضجه ها و گريه هاي دخترم و علت سكوت مردم را ميدانم . آنان تجربه كرده اند نتيجه ي كار را .


شنیدم که دزدی زبل نیمه شب

ربود از طویله خر مش رجب

رجب تا که شستش خبر دار شد

جهان پیش چشمش شب تار شد

درون طویله دو زانو نشست

زمین و زمان را دم فحش بست

یکی گفت تقصیر از آن توست

که قفل طویله نبستی درست

یکی گفت گیرید معمار را

بنا کرده کوتاه دیوار را

یکی گفت تقصیر از شحنه هاست

که هر روز بر پا چنین صحنه هاست

یکی گفت: نه، بوده تقصیر خر

چرا ؟ چون که می کرد اگر عر و عر

و یا یک کمی جفتک و گرد و خاک

مسلم که آن دزد می زد به چاک

شنیدم که با غیض مشدی رجب

در آن بین می گفت : یاللعجب

که هر کس به نوعی ست در اشتباه

فقط دزد در این میان بی گناه



قلم دست هالو چو در کار شد

بدانید تاریخ تکرار شد

شنیدم که در حومه ی اصفهان

به شهری که نام خمینی بر آن

به دست گروهی از اشرار پست

حریم خصوصی مردم شکست

نه در شب، که در روز جمعی پلید

به دستان خود فاجعه آفرید

نه از چوب قانون هراسی به دل

نه از آدم و آدمیت خجل

شنیدم که فرمود شیخ الانام

نبودند زن ها علیه السلام

و آن دیگری گفت: از مرد و زن

همه مست بودند در انجمن

یکی گفت: آن جا به جای نماز

همه بوده مشغول آواز و ساز

یکی گفت : الحق که مردانشان

ز غیرت نبردند هرگز نشان

یکی از بزرگان صنف پلیس

چنین گفت با لحن رک و سلیس

که تحقیق کردیم بسیار زود

«حجاب زنان» مشکل کار بود

خلاصه همه بوده تقصیر کار

به جز آن تجاوز گر نابکار

کجایی ببینی عمو مش رجب

که ما خوش بتازیم ، دنده عقب

اگر در دهات تو خر می برند

در این خطه ناموس را می درند

جلو روی شوهر ، برادر، پدر

تجاوز نمایند بی دردسر

چرا این همه ظلم و هتک زنان

در املاک آقا امام زمان

و ادامه دزد 3000 میلیاردی ها هم.... القصه


تبريك ميلاد امام رضاعليه السلام

 

نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند


مردم صدای آمدنت را شنیده اند


زیباتر از همیشه شده آستان تو


آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند

میلاد شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس،

 شاه انیس النفوس، برشما و

 خانواده ی گرامیتان، تبریک و تهنیت.